حالا که میروی همراه جادهها
برگرد و پس بده تنهایی مرا
بی خاطرات تو بی آرزوی تو
دل را کجا برم شب گریه کجا
دیگر تنها گریه ها حالم را میداند
از عشق دلتنگی هایش میماند
جا ماندیم آه ای دل ای موج بی ساحل
دیگر تنها گریه ها حالم را میداند
از عشق دلتنگی هایش میماند
جا ماندی آه ای دل ای موج بی ساحل
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
داغ تو را جنون کنم! دیده ز اشک، خون کنم…
با تن پاره، چون کنم؟ جان پدر کجاستی؟
شعر به خون نشسته ام… ساز دل شکسته ام
سوی من آ؛ که خسته ام… جان پدر کجاستی؟
این دل مبتلا شده؛ با غمت آشنا شده…
خون به دل خدا شده! جان پدر کجاستی؟
پرده ی غم را بدرم؛ سوختی و شعله ورم
حاصل خون جگرم؛ جان پدر کجاستی؟
مویه به سووشون کنم؛ داغ تو را جنون کنم…
دیده ز اشک خون کنم؛ مویه به سووشون کنم…
جان پدر کجاستی؟
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
بی رحم ترین قطعه پاییز چنین است: بازان بزند......... شعر بیاید........ تو نباشی ....
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد
باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد
غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست
با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد
غریبه
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم
به پريشانى گيسوى تو سوگند نشد
خاطرات تو و دنياي مرا سوزاندند
تا فراموش شود ياد تو هرچند نشد
من دهان باز نكردم كه نرنجي از من
مثل زخمى كه لبش باز به لبخند نشد
دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند
بلكه چون برده مرا هم بفروشند نشد
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان
برچسب:
نویسنده: آراد باقریان